مهدی مهرابی: در حرفه فيلمسازي همواره رابطه بين بازيگر و كارگردان اهميت بسياري داشته، زيرا اين بازيگر است كه ديده ميشود و كارگردان است كه تصميم ميگيرد چه كسي و چگونه ديده شود. هميشه سوال از بازيگران اين بوده كه چه احساسي از كار كردن با كارگردان فيلمت داشتهاي و بالعكس. در این ميان كارگردانان و بازيگراني بودهاند كه رابطه آنها قدري فراتر از رابطه كاري پيش رفته و تبديل به يك رابطه دوستي طولاني شده است و حاصل آن نيز فيلمهاي بسياري با بازي يك بازيگر خاص و كارگرداني يك كارگردان بزرگ بوده است. البته براي يك كارگردان، استفاده از يك بازيگر خاص در تمامي فيلمهايش ميتواند عواقب بدي داشته باشد به همين دليل انجام چنين كاري خطرات خود را دارد و مهارتهاي خاص خود را هم براي كارگردان و هم براي بازيگرطلب ميكند. در ادامه نگاهي مياندازيم به چند نمونه از موفقترين اين رابطهها كه توانستهاند فيلمهاي موفقي را بسازند.
جان فورد و جان وين
جان فورد، برنده چهار اسكار در طول حيات خود 144 فيلم سينمايي را ساخت و از اين تعداد 21 فيلم كه همگي از بهترين آثار او به حساب ميآيد با بازي ستاره بزرگ سينماي وسترن و كلاسيك جان وين بود. فيلمهاي مطرحي همچون «دليجان»، «جستجوگران» و «مردآرام». دوستي اين دو نفر بسيار عميق بود اگر چه در نگاه اول اين دو هيچ سنخيتي با يكديگر نداشتند. فورد یک دموكرات سرسخت بود و وین جمهوريخواه، فورد يك ايرلندي الاصل بداخلاق سرسخت بود و وين يك مرد بلند پرواز و خوش گذران، اما اين دو 24 سال با يكديگر به صورت فوق العادهاي كار كردند و اين نوع رابطه را شايد تنها در عالم سينما بتوان يافت. جان فورد در دوراني كه با وين فيلم نساخت هم روزهاي موفقي را با ستارههايي مانند جیمز استوارت و هنری فوندا و چند تن ديگر داشت اما همواره ستاره مورد علاقه او وين بود و ميتوان جان وين را الهه بازيگري جان فورد بزرگ دانست.
اينگمار برگمان و ليو اولمان
ليو اولمان در 10 فیلم از 64 فيلمي كه فيلمساز نابغه سوئدي جهان ،اینگمار برگمان ساخت، نقشآفريني كرد و در طول اين سالها از 6 فيلم برگمان که نامزد دريافت جايزه اسكار شد سه تا با حضور اولان بود: «پرسونا»، «تخم مار» و «صحنه يك ازدواج». رابطه عميق اين دو هنرمند در تمام دوران كاريشان حتي تا زماني ماكس فن سيدو بازيگر مورد علاقه برگمان به اين گروه پيوست از بين نرفت. اولمان حتي اگر در جلوي دوربين برگمان حضور پيدا نميكرد در پشت صحنه و در كارهاي توليدي با او همكاري ميكرد. در طول تمام دوران فيلمسازي برگمان بازيگران ديگري مانند فن سيدو، ارلند یوزفسون، اينگريد تولين و گانر جور نستراند نيز در ليست بازيگران بسياري از فيلمهاي برگمن حضور داشتند اما همواره اين اولمان بود كه الهه بود.
بيلي وايدر و جك لمون
بيلي وايدر كاشف جك لمون بود. اين وايدر بود كه لمون را به اوج شهرت رساند و از او بازيگري ساخت كه دو اسكار را به دست بياورد. اين دو در7 فيلم، که از مهمترين آنها ميتوان از «بعضيها داغش رو دوست دارند»، «آپارتمان»، «صفحه اول» نام برد، با هم همكاري داشتند. چيزي كه وايدر هميشه درمورد لمون عنوان ميكرد اين بود كه جك بازيگري است كه «اور اكت» بسياري در بازي دارد اما با اين وجود به او اعتماد كرد و از دل اين بازيگر ناآشنا ستارهاي بزرگ را تحويل سينما داد. بيلي وايدر با بازيگران بسيار ديگري نيز همكاري داشت اما هيچكدام نتوانستند شوخ طبعي و جذابيت را آنگونه كه در لمون وجود داشت يكجا به نمایش بگذارند.
آكيرا كوروساوا و توشيرو ميفونه
رابطه سينماي كوروساوا و ميفونه به جرات تاريخيترين رابطه بين يك فيلمساز و بازيگرش است. استعداد خارق العاده كوروساوا و سرعت خارق العاده ميفونه در حركات رزمي و حسهاي انساني از اين دو هنرمند ژاپني زوجي را ساخت كه باعث شد سبك سينماي سامورايي ژاپن به تمام جهان عرضه شود و تحسين بزرگان جهان از جرج لوكاس تا كلينت ايستوود را برانگيزد. ميفونه و كوروساوا 16 فيلم را با همكاري يكديگر ساختند كه از ميان آنها فيلمهايي چون «راشومون»، «هفت سامورايي»، «سریر خون» و بسياري ديگر به شهرت باور نكردني جهاني دست یافت. ميفونه در جايي گفته بود كه «تنها به فيلمهايي كه با كوروساوا ساختهام افتخار ميكنم.» و اين دليل محكمي بر اين ادعاست كه ميفونه به واقع الهه بازيگري كوروساوا؛ اين كارگردان بزرگ و مولف سينماي ژاپن است.
مارتين اسكورسيزي و رابرت دنيرو
رابطه مارتين اسكورسيزي و رابرت دنيرو در دهه 70 ميلادي بر چند چيز استوار بود. بداهه گويي، بررسي نقاط تاريك ذهن يك مرد و مشكلات جدي كه در ميان مردم آن دهه از سينماي جهان مشترك بود. فيلمهايي كه اين دو در آن زمان ساختند همگي اتفاقاتي بود كه متعلق به همان زمان بود و شايد هيچگاه ديگر تكرار نشود. رابرت دنيرو در 9 فيلم از ساختههای اسكورسيزي بازي كرد. فيلمهايي مانند «گاو خشمگين»، «راننده تاكسي»، «رفقاي خوب». اسكورسيزي بر اساس اخلاقياتش همواره در ميان «رفيق»هاي خود بود. او سعي كرد تجربهاي را كه با دنيرو داشت با لئوناردو دي كاپريو نيز تكرار كند و هرچند كه حاصل كار چندين فيلم موفق بود اما هيچگاه خاطرات دوران جواني او با دنيرو و فيلمهاي آن دوران تكرار نشد.
استيون اسپيلبرگ و تام هنكس
استيون اسپيلبرگ بازيگر مورد علاقه كم ندارد. ريچارد دريفوس، هريسون فورد، تام كروز، فرانك والكر. اما تام هنكس چيز ديگري است. تام هنكس و استيون اسپيلبرگ دو انسان جداناشدني هستند. زماني که اسپيلبرگ جايزه AFI را به دست آورد. به غيراز همسرش شخص ديگري كه كنارش بود تام بود. اسپيلبرگ و هنكس سه فيلم با همكاري يكديگر ساختند. «نجات سرباز رايان»، «اگه ميتوني منو بگير» و «ترمينال» اما همين سه فيلم به تنهايي به اندازه يك دوره فيلمسازي براي آنها افتخاربه همراه داشت.
تيم برتون و جاني دپ
تيم برتون و جاني دپ رابطه بين خود را «فكر همانند» مينامند علاقه آنها به فيلمهاي مشابه و اتفاقات عجيب و غريب باعث شده است كه اين دو نفر رابطه كاري و دوستانه عميقي با هم داشته باشند. از 28 فيلمي كه تيم برتون كارگرداني كرده 10 تاي آنها با بازي جاني دپ بوده است؛ فيلمهاي مثل «ادوارد دست قيچي»، «اد وود»، «چارلي و كارخانه شكلاتسازي»، «سايههای تاريك». جاني دپ تا كنون فيلمهاي موفقي را بدون تيم برتون تجربه كرده است اما او همواره بهترين بازيهايش براي تيم بوده و تيم نيز هميشه بهترين نقشهايش را براي جاني كنار گذاشته است.
استيون سادربرگ و جرج کلوني
دوستي سادربرگ و كلوني به سالهاي آخر دهه نود باز ميگردد. آنها با داشتن ذائقه مشابه در سينما به همكاري با يكديگر پرداختند تا جايي كه در سال 2000 شركت فيلمسازي مشتركي را تاسيس كردند. جرج كلوني و استيون سادربرگ 6 فيلم را با يكديگر كار كردند فيلمهايي مانند سهگانه «ياران اوشن»، «سولاريس» و «خارج از محدوده» كه همگي جز آثار شناخته شده سينما به حساب ميآيد. جرج كلوني و استيون سادربرگ بدون همكاري هم نيز فيلمهاي بسيار مطرحي را توليد كردهاند اما دوستي اين دو به عنوان كارگردان و بازيگر همواره باپرجا بوده و هست.


ديگـران
در ميان فيلمسازان و بازيگران سينماي جهان تعداد ديگري نيز هستند كه رابطههاي كاري متوالي را با يكديگر تجربه كردهاند. مانند «وس اندروسون و بيل موري»، «كريستفر نولان و كريستين بیل»، «ديويد فينچر و برد پيت»، «ریدلي اسكات و راسل كرو»، «پاپلو آلمودوار و پنلوپه كروز» و شايد بسياري ديگر اما هيچكدام اينها به هشت زوجي كه عنوان شد مورد توجه قرار نگرفتند. رابطههاي دوستانه و همفكري مستمر ميان يك بازيگر و كارگردان چيزي نيست كه تنها با تكرار همكاري به وجود بيايد. اين رابطه نياز به عناصر بسياري دارد كه حتي شايد بتوان يكي از اين عناصر را جذابيت ناميد.