دو دوست جدا افتاده از جهان


فیلم سینمایی «گرگ‌های واشنگتن» به تهیه‌کنندگی فرانسیسکو راموس محصول سال ۱۹۹۹ کشور اسپانیاست. کارگردانی این فیلم را ماریو باروسو برعهده داشته و خوان کاوستانی فیلم نامه این تریلرِ اکشن را نگاشته است. خاویرباردم، ادوارد فرناندز، ارنستو آلتریو، آلبرتوسن خوان و خوزه سانچو بازیگران اصلی این فیلم هستند. داستان فیلم «گرگ‌های واشنگتن» درباره دو دوست به نام‌های آلبرتو و میگوئل است که با یکدیگر کار می‌کنند و اداره یک رستوران را برعهده دارند اما کارهایشان خوب پیش نمی‌رود. آنها باید از این حفره سیاه و شرایط نامطلوب بیرون بیایند و برای انجام این کار به پول نیاز دارند. آلبرتو از همسرش جدا شده و معتاد است. تا آنکه یکی از دوستان آنها به نام کلودیو، پول‌هایی را که از راه سرقت ماشین و کلاهبرداری به دست آورده و نمی‌تواند در خانه یا بانک نگهداری کند، به طور امانت به میگوئل و آلبرتو می‌سپارد و... ماریو باروسو کارگردان فیلم «گرگ‌های واشنگتن» در سال ۱۹۵۹ در شهر بارسلون اسپانیا به دنیا آمده است. باروسو فعالیت خود در سینما را از سال ۱۹۸۰ با بازیگری آغاز کرد. سپس رو به فیلم نامه نویسی آورد. باروسو از سال ۱۹۸۲ شروع به نویسندگی و کارگردانی فیلم‌های کوتاه کرد و در سال ۱۹۹۰ توانست اولین فیلم بلند سینمایی خود با نام «Esque Inclan está loco» نویسندگی و کارگردانی کند. باروسو تاکنون بیش از ۱۵ فیلم سینمایی کوتاه و بلند و سریال تلویزیونی را کارگردانی کرده است که از مطرح ترین آنها می‌توان به «روح برادرم» و «مورچه در دهان» اشاره کرد. در «گرگ‌های واشنگتن» جهانی ساخته شده است از آدم‌هایی که انگار منفرد از اجتماع اطراف‌شان هستند. آنها به عمد از جامعه جدا شده‌اند و در فضای ایزوله‌ای قرار گرفته‌اند تا امکان کنکاش بیشتری روی مسائل روانی آنان به وجود آید. ویژگی اصلی‌ای که تقریبا تمام شخصیت‌های فیلم با آن دست به گریبان هستند، طمعی است که در حال سوزاندن و نابود کردن وجود همه‌شان است؛ طمعی که تمام دوستی‌ها را به دشمنی‌هایی کور تبدیل می‌کند. طمع آدم‌ها در این فیلم، مثل همان آتشی است که همه چیز را می‌خورد و وقتی دیگر چیزی نیافت، خودش را نابود می‌کند. ریشه این آتش حرص و طمع در روان رنجور و پریشان آنهاست. طمع در شخصیت آنها یک معنای عام دارد و یک معنای خاص. معنای عامش این است که آنها بیشتر از آنچه دارند، می‌خواهند. اما معنای خاصش این است که آنها به چیزی که دیگری دارد، چشم دارند. آدم‌هایی که چشم تنگ دنیا دوستشان را یا قناعت پر می‌کند یا خاک گور. طبیعی است چنین دنیایی که سرشار از دروغ و فریب و خیانت و پلیدی است، رنگی جز سیاه نداشته باشد. به همین خاطر است که تقریبا بیشتر سکانس‌های مهم این فیلم در شب می‌گذرد. اگر هم سکانس‌هایی از روز وجود دارند، نوع رنگ پردازی تیره آنها همچنان دنیای آنان را در شبی تیره و طولانی به تصویر می‌کشد. شبی که همچون درون و روح پلید و تیره این آدم‌ها، حضور قاطع بی‌تردید خود را به نمایش می‌گذارد. ویژگی دیگری که شخصیت‌های فیلم گرگ‌های واشنگتن دارند، تنهایی همه‌شان است. آنها به خاطر نوع کنش‌هایشان محکوم هستند که در دنیایی به دور از جامعه سالم زندگی کنند. تنها چیزی که آنها می‌توانند از شر تنهایی خود به آن پناه ببرند، دوستی‌هایشان است. اما روح تیره و شب گرفته آنان اجازه نمی‌دهد دوستی‌ای پایدار بین‌شان به وجود آید. خانه هم مکانی ایمن برای هیچ یک از آنها نیست، برای این‌که در خانه هم دسیسه‌هایی که آنها برای یکدیگر ساخته‌اند، دست از سرشان برنمی‌دارند. فیلم «گرگ‌های واشنگتن» روز پنجشنبه ساعت ۱۵ و تکرار آن روز بعد ساعت ۵ از شبکه نمایش پخش خواهد شد.

Portfolio image